و جَمیع خَلقهِ علی مُحمّدٍ و آل محمّد و السلامُ
علیهِ و عَلیهِم و رحمةُ الله و برکاتُه
پیامبر(ص) با دل از دنیا روی گرداند ، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد ، و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند و از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند ، و امید ماندن در دنیا را نداشته باشد ، پس یاد دنیا را از جان خود بیرون کرد ، و دل از دنیا برکند، وچشم از دنیا پوشاند، و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد ، خوش ندارد به آن بنگرد ، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود.
( نهج البلاغه : خطبه 160)
و چون دانست خداوند چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت ، و چیزی را که خداوند خوار شمرده ، آن را خوار انگاشت ،و چیزی را که خداوند کوچک شمرده بود کوچک و ناچیز می دانست .
(نهج البلاغه : خطبه 160)
پس به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن ، که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان ، و مایۀ فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد ، و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند ، و گام برجایگاه قدم او نهد ، پیامبر(ص)از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند ، و به دنیا با گوشه ی چشم نگریست ، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر و شکمش از همه خالی تر بود . دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت.
(نهج البلاغه : خطبه 160)
انس بن مالك مي گويد :« رسول خدا *ص* شجاع ترين ، نيكوترين و سخاوتمندترين مردم بود . يك شب صداي بانگي هولناك برآمد چنانكه همه ي مردم مدينه به وحشت افتادند و به طرف صدا به راه افتادند و به پيغمبر برخورد كردند كه جلوتر از همه ي آنها آمده بود وي گفت : چرا مي ترسيد ؟! ما بررسي كرديم چيزي پيدا نكرديم و در حالي كه بر اسب ابي طلحه سوار شده بود و شمشير بر گردنش بود.»
(مكارم الاخلاق:ج1،ص52و53)
راوي مي گويد :« پيامبر *ص* از همه فصيح تر و شيرين تر سخن مي گفت و مي فرمود كه : من فصيح ترين مرد عرب هستم و بهشتيان با لغت محمد *ص* صحبت مي كنند.» تا آنجا كه گفت :«كلام پيامبر مختصر و جامع و به دور از هرگونه اضافه گويي و افاده كننده ي مقصود بود ، كلمات گفتارش به يكديگر پيوسته بود ، و به قدري آرام و شمرده سخن مي فرمود ، كه شنونده آن را به خوبي به حافظه مي سپرد . جوهر صداي پيامبر بلند و آهنگ صدايش از همه ي مردم زيباتر بود.»
(احياء علوم الدين367:2)
امام علي *ع* فرمودند :« هنگامي كه حضرت محمد *ص* متولد شد ، دست چپ را روي زمين گذاشت و دست راستش را سوي آسمان بلند كرده و لب هايش را به وحدانيت خداوند حركت داد».
(احتجاج:223)
امام علي *ع* فرمودند :« رسول خدا *ص* از بدو تولد و رحلت چه در وطن و چه در سفر هميشه ابري بر سر مباركش سايه مي انداخت و اينكه فرمود در زمان كودكي به آن حضرت حكمت و دانش عطا شده بود در حالي كه در ميان بت پرستان و حزب شيطان زندگي مي كرد ، هرگز به بتي علاقه مند نشد و در عيدهاي بت پرستان خوشحال نبود و هرگز از آن حضرت *ص* دروغي شنيده نشد.»
رسول خدا *ص* فرمود :« من مبعوث شدم تا مرکز حلم ، معدن علم و
مسکن صبر باشم».
(مصباح الشریعة:155)
امام علی *ع* فرمودند:« از آن روزی که رسول خدا*ص* از شیر گرفته شد،
خداوند بزرگترین فرشته ی خود را ملازم آن حضرت قرار داد .
آن فرشته شب و روز مکارم و بهترین اخلاق را به وی نشان می داد.»
(سنن النبی :ص474)
مردم از وجود مبارک رسول خدا*ص* شفا می خواستند.
(بحارالانوار401،16)
حضرت علی*ع* فرمود:« خداوند او را با روشنایی اسلام فرستاد ،
و در گزینش او را بر همه مقدم داشت ؛ با بعثت او شکاف ها را پر ،
و سلطه گران پیروز را در هم شکست ، و سختی ها را آسان،
و ناهمواری ها را هموار فرمود تا آن که گمراهی را از چپ و راست
تار و مار کرد.
(نهج البلاغه:خطبه 213)
پیامبر یاور حق بود ، هر چند که ضرر آن متوجه او و اصحابش می شد،
تا آنجا که در میان دشمنان بدون محافظ رفت و آمد می کردند
هرگز چیزی از امور دنیا آن حضرت را مضطرب و هراسان نمی ساخت.
رسول خدا*ص* فرمودند :
« من تربیت شده ی خدا هستم و علی تربیت شده ی من است ، پروردگارم،
به من فرمان بخشش و نیکویی داده است و
از بخل ورزیدن و ستم کردن نهی فرموده است.»
(مکارم الاخلاق:ص50)
رسول خدا *ص* فرمودند :
«حضرت یوسف از من زیباتر بود ، ولی من با نمک ترم.»
" کان یوسف اجمل و لکنی املح" (مناقب آل ابی طالب :ج1،ص218)
از صفات رسول خدا *ص* بود که چون می خواست قومی را ببیند ،
نورش جلوتر از خودش به خانه آن ها می رفت.
(بحارالانوار:ج16،ص27)
و امام صادق *ع*
فرمودند : «رسول خدا *ص* در شب های تاریک ، همانند ماهی پر فروغ و نورانی بود ، که
همه او را می دیدند .»
(اصول کافی :ج1،ص446)
در شب های تاریک ، قبل از اینکه رسول خدا *ص* دیده شوند ،
از عطر خوششان شناخته می شدند و مردم می گفتند :
« این پیامبر *ص* است .»
(مکارم الاخلاق :ص61)
پیامبر اکرم *ص* در
هنگام خواب ، چون بیداری می شنید.
(مناقب آل ابی طالب:ج1،ص124)
هیچ کس قدرت رسول خدا *ص* را نداشت .
(مناقب آل ابی طالب:ج1،ص125)
در روی زمین احدی داناتر از رسول خدا *ص* نبود .
رسول خدا *ص* فرمودند :
« (هنگام معراج) سوار بر براق شدم و به حایلی رسیدم
که بعد از آن ، خداوند عزوجل بود ».
(بحارالانوار:ج18،ص378)(صحیفه ی امام رضاb:ص65)
رسول خدا *ص* فرمودند :
« پروردگارم را مشاهده کردم در حالی که میان من و او
فقط جلال الهی فاصله بود ».(بحارالانوار:ج18،ص373)
رسول خدا *ص* فرمودند :« برای من با پروردگارم ساعتی هست
که طاقت تحمل آن را هیچ فرشته ی مقرب
یا پیامبر مرسل و بنده ای که خداوند او را به ایمان آزموده ، ندارد.»
(بحارالانوار:ج18،ص36)
مردم از گهواره رسول خدا *ص* حمد و تسبیح و ثنای
خدای متعال را از آن حضرت می شنیدند .
(بحارالانوار :ج15،ص293)

